لغت نامه دهخدا
نفس خشم گیرنده. [ ن َ س ِ خ َ رَ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قوه غضب: نفس خشم گیرنده، با وی است نام و ننگ جستن و ستم ناکشیدن چون بر وی ظلم کنند به انتقام مشغول بودن. ( تاریخ بیهقی ).
نفس خشم گیرنده. [ ن َ س ِ خ َ رَ دَ / دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قوه غضب: نفس خشم گیرنده، با وی است نام و ننگ جستن و ستم ناکشیدن چون بر وی ظلم کنند به انتقام مشغول بودن. ( تاریخ بیهقی ).
نفس خشم گیرنده باوی وی است نام و ننگ جستن و ستم نا کشیدن چون بروی ظلم کنند به انتقام مشغول بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بافته از چرمش و گیرنده تن خصم وآن یافته از نافش و گیرنده دل یار
💡 بهطور مشابهی، رنگهای آبی و بنفش زمانی درک میشوند که گیرندههای S بیشتر تحریک شوند.
💡 خار دیوار تو از مژگان بود گیرنده تر هر سرمو از تو چون زلف است دلبند دگر
💡 برنامهنویسی گرههای گیرنده زمانی که با سیستمهای کامپیوتری معمولی مقایسه شوند مشکل است. منبع اجباری طبیعی از این گرهها بالا میرود به مدلهای برنامهنویسی جدید.
💡 پوینده بهر پائی گیرنده بهر دستی با چشم و زبان ما بینا تو و گویا تو
💡 هر گیرنده این آرایه شامل یک آنتن سهموی با قطر ۲۵ متر است که در امتداد ساختمان کنترل مجاور آن قرار دارد. ارتفاع هر آنتن در حالت ایستاده به اندازه ساختمانی ده طبقه و وزن آن حدود ۲۱۸ تن است.