زال مداین

لغت نامه دهخدا

زال مداین. [ ل ِ م َ ی ِ ] ( اِخ ) پیر زنی که خانه مجاور ایوان داشت و با همه ابرام انوشیروان نفروخت و انوشیروان به ستم از وی نستد و کجی و قناسیی در کاخ راه یافت. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( شرفنامه منیری ):
نه زال مدائن کم از پیرزن کوفه
نه حجره تنگ این کمتر ز تنور آن.خاقانی.رجوع به زال کوفه شود.

فرهنگ فارسی

پیر زنی بزمان انوشروان داد گر که کلبه ای در درون کاخ شاهنشاه داشت و بفروش آن حاضر نشد: (( نی زال مداین کم از پیر زن کوفه نه حجره تنگ این کمتر ز تنور آن. ) ) ( خاقانی. عبد. ۳۶۳ )

جمله سازی با زال مداین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر سر دجله گذشته تا مداین خضروار قصر کسری و زیارتگاه سلمان دیده‌اند

💡 خاک شد کسری و از هر دل برون شد مهر او در مداین از بنای قصر او اطلال ماند

💡 آغاز شد و چون قباد در پی کاستن از قدرت اشراف بود از آنان حمایت می‌کرد. یکی از فعالیت‌های مزدکیان شورش در مداین بود.

💡 تنی‌ سرباز را زان ‌سان‌ که سلمان زی مداین شد کند از روی معجز والی ملک سلیمانی

💡 پس از تصرف حیره، خالد، اهالی مداین را نیز به اسلام فراخواند و همزمان عین‌التمر را نیز تصرف کرد.

💡 لقمان مداین عکاس مراسم تشییع سید محمد مهدی موسوی بجنوردی به مناسبت خاکسپاری وی در صفحه اینستاگرامش نوشت:

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز