لغو دورۀ درمان
مترادفها
توقف درمان، ابطال دوره درمان
متضادها
استمرار دوره درمان
فرهنگستان زبان و ادب
{cycle cancellation} [علوم سلامت] متوقف کردن دورۀ لقاح برون تنی در نتیجۀ پاسخ تخمدانی ضعیف
جمله سازی با لغو دورۀ درمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ماییم زدل دور و ز دلبر مهجور در درد بمانده ایم وز درمان دور
💡 چراغ فکر، دهد چشم عقل را پرتو طبیب عقل، کند درد آز را درمان
💡 ای مایهٔ درمان نفسی ننشینی تا صورت حال دردمندان بینی
💡 نباشد ناله عیب از دردمندی که دردش باشد و درمان نباشد
💡 چو درد عشق جانم راست درمان مرا درد تو بهتر از دوا شد
💡 نگویم درد خود کس را که نشناخت طبیب کالبد درمان دلها
💡 پزشک پس از بررسی دقیق نتایج آزمایشهای جدید بیمار، تصمیم گرفت که برای جلوگیری از عوارض جانبی احتمالی، لغو دورۀ درمان فعلی را اعلام کند.
💡 به دلیل بروز برخی مشکلات اداری در بیمارستان، لغو دورۀ درمان برخی بیماران به صورت ناگهانی انجام شد که باعث نارضایتی گسترده در میان آنها گردید.
💡 اگر بیمار احساس کند که داروهای تجویز شده هیچ تأثیری بر روند بهبودی او نداشتهاند، میتواند درخواست لغو دورۀ درمان و تغییر پروتکل را بدهد.