لغت نامه دهخدا
تریاق الجبل. [ ت َ / ت ِرْ قُل ْ ج َ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) تریاق جبلی. مخلصه. نوش گیاه. کتان بری. محاجم.ابوقالس. ابوقادوس... ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تریاق الجبل. [ ت َ / ت ِرْ قُل ْ ج َ ب َ ] ( ع اِ مرکب ) تریاق جبلی. مخلصه. نوش گیاه. کتان بری. محاجم.ابوقالس. ابوقادوس... ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تریاق جبلی ٠ مخلصه نوش گیاه ٠ کتان بری ٠ محاجم ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر نخندم در میان گریه کافر نعمتیست داده غم وز یاد خود تریاق غم ها ساخته
💡 عقرب ندانم اما دارد مثال ارقم در دیده چون گوزنان تریاق روح پرور
💡 بنوش کردن زهر این چه جرات است مگر ز کان فضل تو تریاق بیکران داریم
💡 تریاق در دهان رسول آفریده حق صدیق را چه غم بود از زهر جانگزا؟
💡 در ربود از حقهام تریاق چرخ مهره باز وین زمانم میکند در جیب افعی پروری
💡 ابریست که خون دیده بارد غم تو زهریست که تریاق ندارد غم تو