هزء

لغت نامه دهخدا

هزء. [ هََ زْءْ ]( ع مص ) شکستن چیزی را. || به سرما کشتن شتر را. || جنبانیدن راحله را و حرکت دادن. || مردن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
هزء. [ هَُ زْ ءْ / هَُ زُءْ ] ( ع مص ) فسوس کردن به کسی. ( منتهی الارب ). فسوس. ( ترجمان جرجانی ) ( اقرب الموارد ). در اقرب الموارد به فتح اول و سکون دوم هم ضبط شده.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۳۴(بار)
هزء و هزو به معنی مسخره کردن است که حکایت از استخفاف مسخره شده دارد، اولی به ضم زاء آمده دومی به ضم هر دو. استهزاء نیز به معنی مسخره کردن است.. بگو آیا به خدا و آیاتش و رسولش مسخره و شوخی می‏کردید؟!. «هُزُواً» به ضم هاء و زاء یازده بار در قرآن مجید آمده و همه مصدر به معنای مفعول اند یعنی «مهزؤبه» و مسخره شده. که عبارت اخرای بی ارزش است. راجع به. که نسبت آن به خدا داده شده رجوع شود به «مکر».. آیه ماقبل این است «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ - اِنَّا کَفَیْناکَ» یعنی آنچه را که امر می‏شوی آشکار کن و از مشرکان روی گردان زیرا که ما از تو مسخره کنندگان را کفایت کردیم (به تو نتوانند آزاری رسانند) معلوم می‏شود که عده‏ای با نفوذ از مشرکان آن جناب را مسخره می‏کرده‏اند که خداوند در قبال آنها به آن حضرت تأمین داده است. در تفسیر عیاشی نقل کرده: آنها پنج نفر از قریش بودند: ولید بن مغیره مخزومی، عاص بن وائل سهمی، حارث بن حنظله، اسودبن عبد یغوث، اسود بن مطلب بن اسد. چون خدا فرمود «اِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِءینَ» آن حضرت دانست که خدا خوارشان کرده است و خدا آنها را به مرگ خوار کننده از بین برد. در مجمع سومی را حرث بن قیس نقل کرده و آنگاه کیفیت نابودیشان را نقل نموده است.

جمله سازی با هزء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مجمع البيان گفته: فرق ميان (سخريه ) و (هزء)، اين است كه سخريه درمعناى ذلت خواهى است، چون تسخير به معناىذليل و رام كردن است، و اما هزء، به معناى پائين

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز