لغت نامه دهخدا
اصرارورزنده. [ اِ وَ زَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) سماجت کننده. اصرارکننده. و رجوع به اصرارکننده شود.
اصرارورزنده. [ اِ وَ زَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) سماجت کننده. اصرارکننده. و رجوع به اصرارکننده شود.
سماجت کننده اصرار کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر گاه به آيه اى برسند كه شوق انگيزو اميد آفرين باشد، به آن طمع ورزنده ومشتاقانه به آن نگرند. گويى پاداشى كه آن آيه بازگو مى كند در برابر ديدگانآنهاست. و چون به آيه اى برسند كه در آن ترس و بيم است، گوشدل خويش را مى گشايند كه گويى فرياد و فغان در كنار گوش آنهاست.
💡 هدف از ذاذن رستن از رنجها است. ورزنده ذاذن یا ذاذنورز، میکوشد تا از راه تحقق بخشیدن به یک روان آرام و بیدار که در هجوم احساسات و توهمات نیست به رهایی از رنج برسد.