نای زدن

لغت نامه دهخدا

نای زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) نای دمیدن. نواختن نای. ( ناظم الاطباء ). زمر. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ):
بر سر سرو زند پرده عشاق تذرو
ورشان نای زند بر سر هر مغروسی.منوچهری.محتسب گو چنگ میخواران بسوز
مطرب ما خوب نائی میزند.سعدی.فلک که صدهزار نای غم زند
نیارد استماع کرد نای من.شیبانی.

جمله سازی با نای زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنگ دل چند از این چنگ و دف و نای شکست وای بر مادر تو گر نکند دل پدری

💡 ای نای بنال مست افغان توام وی چنگ خمش مشو که مهمان توام

💡 به هشتم درآمد غو نای و کوس زمانه شد از گرد چون آبنوس

💡 شه از نای او برکشید آن خدنگ شده پر و پیکانش یاقوت رنگ

💡 بانک چنگ آمد و نای، جستم از شوق ز جای بنگریدم ز سرای همچو یاری رفقو

💡 همه روزه با نای و با چنگ بود چو شب گشت پیش فرارنگ بود

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز