لغت نامه دهخدا
کهدم. [ ک ُ هََ ] ( اِخ ) رجوع به کوتم شود.
کهدم. [ ک ُ هََ ] ( اِخ ) رجوع به کوتم شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میرزا کامران کهدم رهبر کودتا که تلاش میکرد حکومت بیهپس را برای خود تضمین کند خزانه جمشیدخان را به عنوان هدیه به همراه نامهای که جمشیدخان را متهم به پناه دادن به امیال شورشگرایانه میکرد به دربار فرستاد.
💡 محمدبن جلال الدین فرزندان امیرجهان را در خرارود به کیاشرپاشای کوشیج سپرد و خود برای دریافت کمک از دیگر فرمانروایان بومی گیلان، از سپیدرود گذشته و به دربار انوزوندان کهدم پناه برد.
💡 پس از مدتی از ابهر مهاجرت نموده در منطقهٔ کهدم سکنی گزیدند و سپس در روستای ملاط ساکن شدند و در زمان امیرکیا، قیامی علیه حاکمان وقت کرده و مجبور به نقل مکان به رستمدار شدند و بعد از فوت او، پسرانش با حمایت حاکمان مازندران دورهای از کشمکش و جنگ را با حاکمان محلی گیلان آغاز کرده و موفق به فتح گیلان بیهپیش و استقرار حکومت در این منطقه شدند.
💡 مظفر سلطان هراسان و در نا امیدی به گیلان برگشت، ولی پیش از رسیدن به رشت، تختگاه حکومت، مورد حمله یکی از همراهانش، امیره حاتم کهدم قرار گرفت و شکست خورد.
💡 میرزا کامران کهدم رهبر کودتا که تلاش میکرد حکومت بیه پس را برای خود تضمین کند خزانه جمشیدخان را به عنوان هدیه به همراه نامهای که جمشیدخان را متهم به پناه دادن به امیال شورشگرایانه میکرد به دربار فرستاد.
💡 امیر انوز کهدمی با این امید که با پانهادن در میدان درگیریهای توان جویانه پاره خاوری گیلان بتواند خود توانی یابد و لاهیجان و رانکوه را زیر فرمان آورد، از امیر دباج فومنی فرمانروای فومن یاری خواست.