لغت نامه دهخدا
کیک خاکی. [ ک َ / ک ِ ک ِ کی ] ( اِ مرکب ) کرمی است که آفت چغندر است. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کیک خاکی. [ ک َ / ک ِ ک ِ کی ] ( اِ مرکب ) کرمی است که آفت چغندر است. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کرمی است که آفت چغندر است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صرصرِ هجرِ تو، کند گردِ وجودِ ما فنا، باز مکش ز خاکیان دامن کبریاییت
💡 ز خاکی آدمی را برگزیدی پس آن گهکار با یک دم فکندی
💡 مسیر دوم مسیر ابرکوه به مهرآباد و سپس جاده خاکی اسفندآباد میباشد.
💡 اگر از این تن خاکی سفر کنی ای دل نخست گام نهی پای بر سر افلاک
💡 وقت آمده کاین جان و تنم پاک رود وز عالم خاکی سوی افلاک رود
💡 تو اروند پاکی و ما نیز هم تو فرزند خاکی و ما نیز هم