کیان تخمه

لغت نامه دهخدا

کیان تخمه. [ ک َ ت ُ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) از تخمه کیان. کیان نژاد. که از نسل کیان است:
چو سالار چین دید نستور را
کیان تخمه و پهلوان پور را.فردوسی.

فرهنگ فارسی

تخم. کیان. کیان نژاد. که از نسل کیان است.

جمله سازی با کیان تخمه

💡 به قلوش سپردش به رسم کیان یکی مه همی سام بد بی زیان

💡 نهادی به نام کیان بر سرش بسودی به شادی دو رخ بر برش

💡 گروه دوم: دارایی، سپه، کیان، شرق، نیکنام، آرارات، نیرو

💡 ملک خسرو شرق، شاه کیان که در زیر گردون نداری نظیر

💡 بننگ از کیان پست کردی سرم بخاک اندر انداختی افسرم

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز