لغت نامه دهخدا
توشه بصر. [ ش َ / ش ِ ی ِ ب َ ص َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از گرانجان و دشمن است. ( انجمن آرا ).
توشه بصر. [ ش َ / ش ِ ی ِ ب َ ص َ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از گرانجان و دشمن است. ( انجمن آرا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 4 كليد پاكى، 5- توشه قيامت 6- آزادى از هر نوع بندگى؛قال على عليه السلام: انّ تقوى الله مفتاح سداد و ذخيرة معاد و عتق منكل ملكة و نجاة من كل هلكة بها ينجح الطّالب و ينجوا الهارب وينال الرّاغب. نهج البلاغه / خطبه 230
💡 بنابراين، حسن اين روش به هيچ وجه قابل انكار نيست و اين نكات ره توشه اى براىهمه ى سطوح است و عدم استفاده ى همگان از همه ى نكات، مانع از بهره بردارى از آنبراى ديگر اقشار نخواهد بود.
💡 پیشهگیرد خدمت تو هر که خواهد جاه و آب توشه سازد مِدحَت تو هرکه خواهد نام و نان
💡 مابه جای توشه دل برداشتیم از هر چه هست بار سنگین راه عقبی برنتابد بیش ازین
💡 در بیابانِ عدم بی توشه رفتن مشکل است نیستی در فکرِ تخمافشانی ای دهقان چرا
💡 اوست كه در باغهاى قدس و طهارت حريم خداوند رفت آمد مى كند، و از لطائففضل او توشه بر مى دارند. معرفت، اساس و بنيان است و ايمان فرع آن است.)