لغت نامه دهخدا
پیش پائی. [ش ِ ] ( حامص مرکب ) پیش افتادگی و تقدم. || ( ص نسبی ) آنچه منسوب به پیش پاست و کنایه از حقیر.
پیش پائی. [ش ِ ] ( حامص مرکب ) پیش افتادگی و تقدم. || ( ص نسبی ) آنچه منسوب به پیش پاست و کنایه از حقیر.
پیش افتادگی و تقدم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پائی به چراغ تو ببینم چه شود
💡 نگویم رو مرید خانقه شو ولی رو پیش پائی خاک ره شو