لغت نامه دهخدا
حسن حلمی. [ ح َ س َ ح ِ ] ( اِخ ) کراده. پزشک و جراح از مهاجرین عرب به آمریکاست. او راست: «مذکرة الجیب الطیبة» چ مصر بی تاریخ در 109 صفحه کوچک. ( معجم المطبوعات ).
حسن حلمی. [ ح َ س َ ح ِ ] ( اِخ ) کراده. پزشک و جراح از مهاجرین عرب به آمریکاست. او راست: «مذکرة الجیب الطیبة» چ مصر بی تاریخ در 109 صفحه کوچک. ( معجم المطبوعات ).
کراده پزشک جراح از مهاجرین عرب به آمریکا است اوراست مذکره الجیب الطبیه چاپ مصر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حلمی طولان (عربی: حلمي طولان؛ زادهٔ ۳۰ نوامبر ۱۹۴۹) یک بازیکن سابق و مربی فوتبال اهل مصر است.
💡 چنان حلمی و تمکینی چنان صبر خداوندی که اندر صبر ایوبش نتاند بود یار ای دل
💡 محمدحسن حلمی (عربی: محمد حسن حلمي؛ ۱۳ فوریهٔ ۱۹۱۲ – ۵ نوامبر ۱۹۸۶) بازیکن فوتبال اهل مصر بود.
💡 حلمی حلیم (عربی: حلمي حليم؛ ۱ ژانویهٔ ۱۹۱۶ – ۱ ژانویهٔ ۱۹۷۱) کارگردان فیلم، و فیلمنامهنویس اهل مصر بود. او در سال ۱۹۵۵ احمد رمزی را وارد عرصهی سینمای مصر کرد.
💡 تو کوه حلمی چون بر تو مدح خوانم من به گوشم از تو بشارت رسید به جای صدا
💡 کاخ المنتزه اولین کاخ السلاملک است که بوسیله عباس حلمی پاشا در سال ۱۸۹۲ بنا شد، تا خاندان محمد علی فرمانروایی خودش را بر سلسله خدیوی مصر نگه دارد.