پیرای

لغت نامه دهخدا

پیرای. ( اِخ ) ( ساره ) نام نهری است در جمهوری بولیویا از جمهوری های امریکای جنوب و آن از دامنه های جنوب غربی جبال کوشان سرچشمه گیرد و بسوی شمال غربی روان گردد وپس از طی 1600 هزار گز بدو نهر گوآبای و شیموره پیوندد و نهر ماموره را بوجود آورد که خود بنهر مادیره از شعب نهر آمازون وارد گردد. ( قاموس الاعلام ترکی ).
پیرای. ( فعل امر ) امر از پیراستن. || ( نف مرخم ) زینت دهنده باشد که سرتراش و باغبان است چه کسی که شاخهای زیادتی درخت راببرد او را بستان پیرا گویند. ( برهان ). پیراینده. || ( اِمص ) پرداختن و مستعد کردن. ( برهان ).
- اورنگ پیرای:
برستم رکابی روان کرده رخش
هم اورنگ پیرای و هم تاج بخش.نظامی.- چمن پیرای:
ز اصل برگذرد شاخ و سایه دار شود
ز یکدگر چو جدا کردشان چمن پیرای.سپاهانی ( از شرفنامه ).- بستان پیرای:
برده رضوان ببهشت از پی پیوسته گری
در تو هر فضله که انداخته بستان پیرای.انوری.پوست پیرای. پوستین پیرای و جز آنها. رجوع به پیراستن شود.

فرهنگ فارسی

۱-( اسم )در ترکیبات بمعنی پیراینده آید آرایش دهنده مزن: بستان پیرا ( ی ) باغ پیرا ( ی ) سر و پیرا ( ی ) ناخن پیرا ( ی ).۲- ( اسم ) در بعضی ترکیبات بمعنی پیراسته آید ساخته پرداخته.
( پیرا ی ) ۱-( اسم )در ترکیبات بمعنی پیراینده آید آرایش دهنده مزن: بستان پیرا ( ی ) باغ پیرا ( ی ) سر و پیرا ( ی ) ناخن پیرا ( ی ).۲- ( اسم ) در بعضی ترکیبات بمعنی پیراسته آید ساخته پرداخته.

جمله سازی با پیرای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و آن سر نی در سرابستان فتح سرو پیرای و سریر آرای باد

💡 ملک آرای سلطنت پیرای بی‌عدیل زمان به عدل و به رای

💡 کلک او رخسار ملک آرای باد دست او زلف ظفر پیرای باد

💡 از سینه گرم آه پیرایان تا باغ بهشت یک خیابان است

💡 عالمی سلسله پیرای جنون است اما گردباد دگر از وادی حی می‌خیزد

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز