خیرباد گفتن

لغت نامه دهخدا

خیرباد گفتن. [ خ َ / خ ِ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) رخصت و وداع نمودن و رخصت شدن. ( غیاث اللغات ). || ادا کردن خیرباد گاه وداع:
به الفت بی محابا خیربادی می توان گفتن.ملاآفرین لاهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رخصت و وداع نمودن و رخصت شدن یا ادا کردن خیرباد گاه وداع.

جمله سازی با خیرباد گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یار رفت و خیربادی هم نکرد زین فرامش گشته یادی هم نکرد

💡 با هزاران رنج و محنت زین دیار میرویم اکنون عزیزان خیرباد

💡 عقل آشنای کوی او دل خیربادی سوی او جانها فدای روی او او محتشم او محترم

💡 همچو تن کو دور ماند از روان از تو دور افتادم ای جان خیرباد

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
چاه بیژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز