فرهنگستان زبان و ادب
{lyrical abstraction} [هنرهای تجسمی] شیوه ای وابسته به هیجان نمایی انتزاعی در دو دهۀ 1960 و 1970؛ از ویژگی های این مکتب شور شاعرانه و بهره گیری از رنگ های تابناک است متـ. انتزاع گرایی غِنایی
{lyrical abstraction} [هنرهای تجسمی] شیوه ای وابسته به هیجان نمایی انتزاعی در دو دهۀ 1960 و 1970؛ از ویژگی های این مکتب شور شاعرانه و بهره گیری از رنگ های تابناک است متـ. انتزاع گرایی غِنایی
انتزاع گرایی تَغَزُلی شیوه ای از نقاشی وابسته به هیجان نمایی انتزاعی در دو دههٔ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است. به این شیوه «انتزاع گرایی غِنایی» هم گقته شده است. از ویژگی های این مکتب شور شاعرانه و بهره گیری از رنگ های تابناک است.
انتزاع گرایی تغزلی نه تنها با جنبش های حجم گرایی ( کوبیسم ) و فراواقع گرایی ( سوررئالیسم ) که قدیمی تر از آن بودند در تقابل بود بلکه با انتزاع گرایی هندسی نیز تقابل داشد.
البته اصطلاح انتزاع گرایی تغزلی در برخی متون معنایی تقریباً مبهم دارد و در نوشته های مختلف با مفاهیم متفاوتی به کار رفته است ولی به طور کل به جنبه های عمدتاً شهودی ( در مقابل هندسی ) فرم های نقاشی انتزاعی به ویژه آثار مربوط به هیجان نمایی ( اکسپرسیونیسم ) انتزاعی و هواخواهان آن گفته می شود. از این اصطلاح غالباً برای توصیف کاربرد آزادانه و افراطی و پرتجمل رنگ استفاده می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «بیمار»، که بر خلاف شیاطین که نامهای رنگارنگ دارند، نامی به او داده نشدهاست، همچنین به شکلی غریب مختصات شخصیتی شاخصی ندارد و بیشتر به یک انتزاع میماند.
💡 رمزهای جریانی مدرن نیز به صورت کافی قابل مشاهده از منظر انتزاعی هستند تا یک رمزنگاری چندحرفی را تشکیل دهند که در آن تمام تلاش صرف ایجاد جریانکلید تا حد ممکن طولانی و غیرقابل پیش بینی میشود.
💡 دیالکتیک فلسفه هگل عبارت بود از انتزاعی که در هنگام رویارویی دو نیروی متضاد در وقایع تاریخی و رویدادهای تعیینکننده در تاریخ به وجود میآمد. او میگوید دیالکتیک، همنهادهٔ مقابلها یا ضدهاست. هر مفهوم که ما دربارهٔ آن میاندیشیم، در آغاز، محدودیتهای خود را به ما نشان میدهد و به ضد یا مقابل خود یا به نفی خود تحول مییابد.
💡 و اگر اين صفت حكمت امرى باشد نه عين ذات، و نه امرى عينى بلكه امرى انتزاعى، دراين صورت اگر حكمت از ذات انتزاع شود، باز آن تناقضاول لازم مى آيد، و اگر از غير ذات انتزاع شود، تناقض دوم را مستلزم است، براى اينكهحكم حقيقى در امور انتزاعى به خاطر منشاء انتزاع آن است.
💡 والاگرایی، ساختارگری ناب یا سوپرهماتیسم (به روسی: Супрематизм) یک جنبش هنری است که در سال ۱۹۱۳ توسط کازیمیر مالهویچ در روسیه پایهگذاری شد. عناصر اصلی در این شیوه که منشعب از کوبیسم است عبارتند از چهارگوش، سهگوش، دایره و صلیب. همچنین رنگهای بهکار رفته در این سبک رنگهایی یکدست با استفاده از سیاه و سفید هستند. والاگرایی نخستین نظام ترکیببندی انتزاعی ناب است.