لغت نامه دهخدا
امتثال کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فرمانبرداری. اطاعت کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به امتثال شود.
امتثال کردن. [ اِ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فرمانبرداری. اطاعت کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به امتثال شود.
فرمانبرداری. اطاعت کردن
💡 به رغم اينكه من براى انجام اين مهم مناسب نبودم، به ويژه اينكه در پرداختن به آداب طبو مسايل ديگر، به ناچار بايد به موضوعات جديد و نوى كه ديگران آن را بحث نكردهاند، پرداخته شود، با وصف حال، امتثال امر نمودم و از اعتمادى كه ايشان نسبت به من دارد،سپاسگزارم.
💡 ب: گرچه منشاء نيازمندى به شفاعت عدم امتثال احكام تشريعى است، ليكن نمى توانشفاعت خداوند را در محدوده تشريع محسوب داشت؛ زيرا هر چه خداوند انجام مى دهد، چه دردنيا و چه در آخرت از سنخ تكوين است، نه تشريع. حتى اراده تشريعى او به ارادهتشريع باز مى گردد، كه خود عين تكوين است.
💡 اشاره الف. سند برخى از روايات ياد شده معتبر و صحيح است (469) ومضمون بعضى از آنها اين است كه قيود بعدى ازسنخ تشديد امر و تكلييف بعد از تكليف بود، به طورى كه اگر به ذَبْح بقره اى مبادرت مى كردند، هر چند واجد خصوصيات تعيين شده بعدى نبود، امتثال دستور حاصل مى شد.
💡 و معناى دو آيه بنابر آنچه ما گفتيم اين است: بگو احدى نيست كه مرا از عذاب خدا پناه دهدو من بدون او هيچ ملتحد و مكانى كه بتوان به آنجا پناه برد نمى يابم الا تبليغ از اويعنى الا اينكه آنچه دستورم داده امتثال كنم و به شما برسانم و آن دستور اين است كهاسما و صفاتش را براى شما بيان كنم. و الا اينكه رسالتهايى را كه درباره شرايعدين دارد به شما برسانم.