لغت نامه دهخدا
کلگ. [ ک َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کلیایی است که در بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 340 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کلگ. [ ک َ ل ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کلیایی است که در بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان واقع است و 340 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
کلگ (مهرستان). کلگ، روستایی در دهستان زابلی بخش مرکزی شهرستان مهرستان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۵۶ نفر ( ۱۷ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روز ۸ مه دیوید کامرون و نیک کلگ هفتاد دقیقه ملاقات خصوصی برای تشکیل دولت ائتلافی داشتند. آقای کامرون اعلام نمود که برای ائتلاف با لیبرال دموکراتها مجبور است امتیازاتی به آنها بدهد.
💡 روز بعد، آریا استارک و سندور کلگین وارد قلعهٔ سرخ میشوند. جیمی زمانی که با دروازههای بسته روبرو میشود، راه دیگری را به سوی قلعهٔ سرخ در پیش میگیرد.
💡 دینار کلگ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 شخصیت سندور کلگین و کارهایی که انجام میدهد، بیشتر از نگاهِ دیگران و از جمله سانسا استارک و آریا استارک و گاهی نیز از نگاهِ ند استارک، تیریون لنیستر و حتی برین تارث مشاهده یا توصیف میشود و در رمان اصلی، یک شخصیتِ فرعی و پشتصحنه است.
💡 جلائی کلگ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیکشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.