چاپارچی
مترادفها
پیک، قاصد، فرستاده
لغت نامه دهخدا
چاپارچی. ( ترکی، ص مرکب، اِمرکب ) چپرچی. غلام پست. فراش پست: نجاری زنی بخواست. بعد از سه ماه پسری بیاورد. از پدرش پرسیدند این پسر را چه نام نهیم ؟ گفت چون نه ماهه به سه ماه آمده او را چاپارچی نام باید کرد. ( منتخب لطائف عبید زاکانی چ برلین ص 138 ). و رجوع به چپرچی شود.
فرهنگ فارسی
چپرچی. غلام پست. فراش پست: (( نجاری زنی بخواست. بعد از سه ماه پسری بیاورد. از پدرش پرسیدند این پسر را چه نام نهیم ? گفت چون نه ماهه به سه ماه آمده او را چاپارچی نام باید کرد.
جمله سازی با چاپارچی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پسر حسینخان شاهسون (شهابالملک) چاپارچی امیر توپخانه بود. در آغاز جوانی وارد خدمت نظام شد. در سال ۱۲۵۹ قمری به حکومت کرمان و بلوچستان رسید. سه سال بعد حاکم کرمانشاه شد.
💡 در دوران باستان، چاپارچی با سرعت بسیار زیاد از مسیرهای دشوار و کوهستانی عبور میکرد تا اخبار بسیار مهم پادشاه را به شهرها برساند.
💡 وظیفه اصلی یک چاپارچی در آن زمان، انتقال سریع پیامهای نظامی و حکمهای دولتی از مرکز قدرت به نقاط دوردست و مرزی بود.
💡 داستانهای تاریخی پر از ماجراهای هیجانانگیزی هستند که در آن چاپارچیها با سختیهای بیامان طبیعت و راهزنان در مسیر خود مبارزه میکردند.