آتاش

لغت نامه دهخدا

( آتاش ) آتاش. ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) ( گویا از ترکی جغتائی آد، نام + تاش، هم )همنام. سَمی. و آن را آداش نیز گویند:
گر کار بنام استی از آتاشی عمّر
فرزند تو با عمّر بودستی هموار.ناصرخسرو.آتاش عبادله مغتفره. ( راحةالصدور راوندی ).
ای آنکه تراست ملک آتاش
با دیو و پری بزیر خاتم.
( راحةالصدور راوندی، در مدح سلیمان بن محمدبن ملکشاه ).
پشت دین بوالمظفر آن شاهی
کآمد آتاش شاه پیغمبر.( از راحةالصدور راوندی ).روانش از روضه رضوان و فرضه جنان تماشای آن میکند که آتاش او بشادکامی حکم می راند و... ( راحةالصدور راوندی ).

فرهنگ عمید

( آتاش ) = آداش

فرهنگ فارسی

( آتاش ) همنام سمی

فرهنگ اسم ها

اسم: آتاش (پسر) (ترکی) (تلفظ: atash) (فارسی: آتاش) (انگلیسی: atash)
معنی: آداش، همنام

ویکی واژه

داداش.

جمله سازی با آتاش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناحیه آتاشهر از ۱۷ محله تشکیل می‌شود:

💡 سر ریدر بولارد، وزیر مختار انگلیس در ایران در زندگی‌نامه خود می‌نویسد: «ما خوشبختانه در تهران کارمندانی داشتیم که دارای دانش فوق‌العاده عالی از میهن خود و از ایران و زبان فارسی بودند. آتاشه نظامی سرلشکر فریزر و دستیار او سرهنگ دوم بی بوس، دوشیزه لمبتون و یک گروه دبیر شرقی به ویژه آ.چ. ترات.»

💡 این نمایش‌نامه به توصیف رابطه میان پونتیلا با راننده‌اش ماتی و همچنین دخترش به نام اوا. اوا در واقع عاشق ماتی است اما پدرش خواهان ازدواج او با آتاشه خود است.

💡 مدرسی آراست از فوج آتاش شغل جمله درس لیکن درس آش

عجوبه یعنی چه؟
عجوبه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز