عجوبه
کلمهی «عجوبه» در زبان فارسی به موجود یا شخصی اشاره دارد که از نظر ویژگیها، استعدادها یا تواناییها بسیار غیرعادی و شگفتانگیز است. این واژه معمولاً برای توصیف چیزی یا کسی به کار میرود که تواناییها یا ویژگیهایش فراتر از حد معمول است و توجه دیگران را جلب میکند. به عبارت دیگر، این کلمه نشاندهندهی غیرمعمول بودن و استثنایی بودن یک فرد یا پدیده است.
عجوبه گاهی به افرادی نسبت داده میشود که در زمینهای خاص استعداد فوقالعاده دارند. مثلاً ورزشکاران، هنرمندان یا دانشمندانی که تواناییها یا دستاوردهایشان حیرتانگیز است، میتوانند به عنوان «عجوبه» شناخته شوند. این واژه بار مثبت دارد و نشاندهندهی احترام و تحسین نسبت به تواناییهای منحصر به فرد فرد است.
با این حال، این واژه میتواند در بعضی موارد بار طنز یا تعجب نیز داشته باشد، وقتی چیزی یا کسی بیش از حد غیرعادی و عجیب به نظر برسد. در ادبیات فارسی و گفتار محاورهای، از این واژه برای تأکید بر شگفتی و غیرعادی بودن یک ویژگی یا رفتار استفاده میشود. به طور کلی، عجوبه نماد استثنا بودن و جلب توجه کردن است، چه در جنبههای مثبت و چه در جنبههای شگفتآور و غیرمنتظره.
مترادفها
شگفتی، پدیده
متضادها
عادی، معمولی
لغت نامه دهخدا
عجوبه. [ ع ُ ب َ ] ( از ع، اِ ) چیزی که مردم را به شگفت آرد. و این مخفف اعجوبة است:
ای شیخ شهر با که توان این عجوبه گفت
بی پرده گشت شید نهان از ردای تو.محسن تأثیر ( از آنندراج ).و رجوع به اعجوبة شود.
فرهنگ فارسی
چیزیکه مردم را بشگفت آرد و این مخفف اعجوبه است
جمله سازی با عجوبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چو من به معجز نظم و عجوبه نکته نه معجزی است به غزنین نه معجبی به هری
💡 ز عرش و کرسی و لوح و قلم عجوبه بسی پدید کردی و بر عقل از آن نظاره عما
💡 دران عجوبه نموداری از همه کردی امانتت را هم دادیش به رسم خفا
💡 شه صلاح الدین که تو هم حاضری هم غایبی ای عجوبه و اصلم بیا بیا بیا بیا