لغت نامه دهخدا
گلمه تره. [گ ُ م َ ت َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) خردل. ( نصاب طبری ).
گلمه تره. [گ ُ م َ ت َ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) خردل. ( نصاب طبری ).
خردل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 17 - (السيد محمد المشهدى ) از اهالى مشهد مقدس بوده و در زمان فرخ سيراز سلاطينهند ابتدا دعوى مهدويت نمود و فرخ سير با او بيعت كرد و چون كارش بالا گرفت مذهبىبنام (خفشانى ) اختراع كرده و دعوى وحى و نبوت نمود. وى نمازى ترتيب داد كه بهاطراف ششگانه خوانده مى شد. يعنى چند كلمه آن را رو به جنوب و چند كلمه روبشمال و چند كمله رو بمشرق و چند گلمه رو به مغرب و چند كلمه رو ببالا و بطرفآسمان و چند كلمه نظر بزمين و زير پا بايد خوانده مى شد.