کیمیا سنجی
لغت نامه دهخدا
کیمیاسنجی. [ س َ ] ( حامص مرکب ) کیمیاگری. عمل وحالت کیمیاسنج. رجوع به کیمیاسنج و کیمیاگری شود.
فرهنگ فارسی
کیمیا گری.
جمله سازی با کیمیا سنجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن کیمیای بیحد و بیعد و بیقیاس بر هر مسی که برزد زر شد به ارجعوا
💡 نقصان کمال می شود از کیمیای خلق خامی خلل به قیمت عنبرنمی کند
💡 قلب وجود ما بدر دوست چون رسد از خاک کوی او همه تن کیمیا کنیم
💡 جهان در آرزوی کسب کیمیای شرف بخاک ساحت فرخنده ات بسر گذرد
💡 وی پیش از این در سریال کیمیا در نقش مهتاب نیز حضور داشت.
💡 رخت و بنه به غارت و فرزند و زن اسیر در دست آن جماعت پر زرق و کیمیا