کیمیا فروشی

لغت نامه دهخدا

کیمیافروشی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) شغل و عمل کیمیافروش. رجوع به مدخل قبل شود.

فرهنگ فارسی

شغل و عمل کیمیا فروش ٠

جمله سازی با کیمیا فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فصل دوم در اشارت به اصل حجر و تسمیه او در کیمیا و اکسیر و صنعت

💡 تا فره ات شد جلوه گر دین افزود گیتی را گهر چونان که گردد معتبر مس از وجود کیمیا

💡 دستیار کارگردان: شهرام وثوق حجازی،طراح صحنه: کیمیا سبط رسول،طراح گریم: سوسن سلامت،آهنگساز: گروه بلوز تهران، مترجم:حسن شرف‌الدین

💡 ای خداوندی که بوی کیمیای خلق تو کوه خارا را همی چون عنبر سارا کند

💡 گر بگدایی چو من بنگری از راه لطف هم زر او کیمیا هم مس او زر شود

💡 هر زمانی روی سیم خصم گردد زرد از او کیمیا دارد مگر زان سیمها را زر کند

کلمات مرتبط