لغت نامه دهخدا
کیسه بریدن. [ س َ / س ِ ب ُدَ ] ( مص مرکب ) به تردستی و عیاری پول مردم را ربودن. زر و سیم را از کیسه دیگران دزدیدن. کیسه بری کردن. جیب بریدن. جیب بری کردن. طراری کردن:
گرت سلام کنددانه می نهد صیاد
ورت نماز برد کیسه می بُرد طرار.سعدی.
کیسه بریدن. [ س َ / س ِ ب ُدَ ] ( مص مرکب ) به تردستی و عیاری پول مردم را ربودن. زر و سیم را از کیسه دیگران دزدیدن. کیسه بری کردن. جیب بریدن. جیب بری کردن. طراری کردن:
گرت سلام کنددانه می نهد صیاد
ورت نماز برد کیسه می بُرد طرار.سعدی.
به تر دستی و عیاری پول مردم را ربودن ٠ زر و سیم را از کیس. دیگران دزدیدن ٠ جیب بریدن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو در کار خدا چون و چرا نیست امید از حق بریدن هم روا نیست
💡 گفته خواهم بریدن از تو دیگر باره مهر هم به مهر خود که دیگر بار زنهار این مگو