چیتران تخمه
لغت نامه دهخدا
چیتران تخمه. [ ت َ م َ ] ( اِخ ) نام سرداری از طایفه سارگاتیا از معاصران داریوش هخامنشی و این پادشاه در کتیبه بیستون که به پارسی و عیلامی نوشته شده است وی را دروغ زن خوانده است. رجوع به چیتر تخم و چیتهرن تخم شود.
فرهنگ فارسی
نام سرداری از طایف. سارگاتیا از معاصران داریوش هخامنشی و این پادشاه در کتیب. بیستون که بپارسی و عیلامی نوشته شده است.
جمله سازی با چیتران تخمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نه شداد مانم نه این مرز و بوم براندازم این تخمه زشت و شوم
💡 گَاوش اوروَن خدایبانوی نگهبان چهارپایان مفید است که تخمه آنان را از ماه میگیرد و به زمین میفرستد. دْرَواسپَ نام دیگر اوست که ایزدبانوی حامی چهارپایان، بهویژه اسبان است.
💡 يك ((مورچه )) مى تواند ((شصت برابر وزن خود)) را به آسانىحمل كند و به اين جهت بارهاى سنگينى چون ران ملخ، مگس درشت، تخمه هندوانه و... رابه آسانى
💡 نخواهیم بر تخت از این تخمه کس زخاکش به یزدان پناهیم و بس
💡 کنون من ازآن تخمه دارم نژاد نترسم از آن راه با کین و زاد