لغت نامه دهخدا
پیر لقمان برلاس. [ ل ُ ب ِ ] ( اِخ ) رجوع به لقمان برلاس شود. ( حبیب السیر چ تهران ج 2 ص 207 ). در چ خیام امیر شیخ لقمان برلاس آمده است.
پیر لقمان برلاس. [ ل ُ ب ِ ] ( اِخ ) رجوع به لقمان برلاس شود. ( حبیب السیر چ تهران ج 2 ص 207 ). در چ خیام امیر شیخ لقمان برلاس آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لقمان حكيم براى تربيت فرزندش او را موعظه مى كنداذقال لقمان لابنه و هو يعظه زمانى كه لقمان به فرزندش گفت وحال اينكه او را موعظه مى كرد اين چنين موعظه نموديا بنى لاتشرك باللّه ان الشركلظلم عظيم (142) پسرم ! براى خدا شريكى مگير، زيرا شرك ستمى بزرگ است.
💡 سعیدخان لقمانالملک (۱۲۶۷ تبریز - ۱۳۵۰) که نام خانوادگی مالک برگزید، پزشک، وزیر بهداری و سناتور دوره پهلوی بود. سازمان و تشکیلات وزارت بهداری را او پایهگذاری کرد. ضمنا او استاد اعظم لژ فراماسونری فرانسه در ایران بود.
💡 در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم كه در تفسير اين آيه فرمود:اوتى معرفة امام زمانه: (حكمت اين است كه لقمان نسبت به امام و رهبر الهى عصر خودآگاهى داشت ).
💡 نقل است که چون مادر او را به مکتب فرستاد، در سورهٔ لقمان به این آیت رسید: «أنِ اشکُرلی و لِواِلدَیکَ» یعنی شکر گوی مرا و شکر گوی مادر و پدر را چون معنی این آیه بدانست نزد مادر رفت و گفت:
💡 108 - امام صادق عليه السلام فرمود: در وصيت لقمان به پسرش آمده است كه: اىپسركم ! از خداوند چنان بترس كه اگر نيكى جن و انس را به پيشگاهش ببرى عقوبتت مىكند و به او چنان اميدوار باش كه اگر گناهان جن و انس را نزدش برى تو راشامل مغفرت خود گرداند.