نکو خصلتی

لغت نامه دهخدا

نکوخصلتی. [ ن ِ خ َ / خ ِ ل َ ] ( حامص مرکب ) نکوخصلت بودن. رجوع به نکوخصلت شود.

فرهنگ فارسی

نکو خصلت بودن.

جمله سازی با نکو خصلتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کارکردگرایی ساختاری خصلتی کل گرایانه داشته ولی به تحلیل غیرتاریخی و برد متوسط تمایل دارد. این گرایش به شدت از دو سنت عملی مایه می‌گیرد:

💡 ای مردم، خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده‌است، ۶ خصلتی که به ما ارزانی داشت: «علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین» است.

💡 به نظر مهدی فدایی مهربانی مقایسه تطور فکر فردید حکایت از آن دارد که او فیلسوفی دارای فراز و نشیب یا تناقضات جدی است. در واقع گفتن جملات و عبارات متناقض یکی از مشخصات بارز فردید است که به آراء وی خصلتی نیچه وار داده‌است.

💡 امیال از آنجا که توسط جامعه واپس زده می‌شوند وجهی از قدرت محسوب می‌شوند و خصلتی سیاسی پیدا می‌کنند. این میل تعبیری نو از اراده معطوف به قدرت نیچه است. از آنجا که امیال آدمی به صورت مستمر سرکوب می‌شوند، شیوه‌هایی خاص از زندگی را ایجاد و مفاهیم و تفکر خاص خود را نیز تولید می‌کنند.

💡 - اگر مرد را خصلتی نیک بود، چشم انتظار دیگر خصائلش باشید.

نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز