لغت نامه دهخدا
نخاله گویی. [ ن ُ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نخاله گوی. رجوع به نخاله گوی و نخاله شود.
نخاله گویی. [ ن ُ ل َ / ل ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نخاله گوی. رجوع به نخاله گوی و نخاله شود.
عمل نخاله گوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به اینکه سامانههای دید ماشین قادرند مشخصات مکانی نقاط تصاویر را استخراج کنند، میتوان از آنها به عنوان سامانههای تشخیص حجم بهره برد. به عنوان نمونه میتوان به سامانه تشخیص حجم بار خودروهای سنگین اشاره کرد. این سامانهها در محلهای دفن پسماند یا نخاله ساختمانی، معادن و کارخانجات تولید مصالح ساختمانی کاربرد دارد.
💡 دفعه سوم شخصى غلام را خريد كه خودش نخاله مى خورد وبه غلام هيچ نمى داد. غلامباز هم درخواست فروش كرد. تا اين بار او را شخصى خريد كه خودش اصلاً غذا نمىخورد، و سر غلام را تراشيد و در شب، چراغ را روى سر غلام عوض مناره مى گذاشت.
💡 پس از آزادی نخاله از زندان اسرائیل، فتحی شقاقی دبیرکل وقت جهاد اسلامی وظیفه تأسیس بال نظامی گروه، گردانهای قدس، در نوار غزه را به او سپرد. نخاله در آوریل ۱۹۸۸ به خاطر نقشش در انتفاضه اول علیه اشغالگری اسرائیل دوباره از سوی اسرائیل دستگیر شد، و در اوت ۱۹۸۸ به تبعید به لبنان فرستاده شد.
💡 فضه گفت: نان گوارا را على عليه السلام بخورد گناهش بر گردن من مى باشد. دراين هنگام اميرالمؤ منين عليه السلام تبسم فرمود و فرمود: من خودم دستور داده ام نخاله اشرا نگيرد!
💡 به صورتی که مردم، نخالههای جو را با گل مخلوط میکردند و به جای غذا استفاده میکردند. در این هنگام، خبر مرگ عضدالدوله به مویدالدوله رسید.