لغت نامه دهخدا
نافع طباخ. [ ف ِ ع ِ طَب ْ با ] ( اِخ ) رجوع به نافع قمی شود.
نافع طباخ. [ ف ِ ع ِ طَب ْ با ] ( اِخ ) رجوع به نافع قمی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و همانا انسان به واسطه نيروئى كه در او به وديعت نهاده شده (يعنى نيروئى كه با آن، خير و شر، نافع و مضر را تشخيص مى دهد) راه صحيح زندگى را يافته است و ماسابقا درباره اين نيرو، سخن گفته ايم.
💡 نافع، گفتار اندوهگينانه زينب را مى شنود... گفته هاى عقيله بنى هاشم... نافع، بهسوى مردى شصت ساله مى دود.
💡 و نيز ابن حجر، همين موضوع را در شرح حال ((ابومنذر)) روايت مى كند كه پيغمبر - صلّىاللّه عليه وآله - بر سر قبر او سه بار آفرين گفت. و طبرانى از عبداللّه بن نافع ازهشام بن سعد نقل كرده است كه گفت: مردى نزد پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - آمد و گفت: يا رسول اللّه ! فلانى مُرد، تشريف بياوريد بر او نماز بگزاريد.
💡 (نمى آيى در اين تاريكى شب از اينجا بروى و جانت را بدربرى ؟ و نافع به پاىامامش مى افتد، مى گريد و با هيجان مى گويد:
💡 يعنى آن عملى را صحيح بدانيم كه ببينيم سعادت انسان را تاءمين مى كند و ياحداقل در تاءمين آن نافع است و آن عملى را باطل بدانيم، كه ببينيم يا به شقاوت آدمىمنجر ميشود و يا در سعادتش مضر است و اما در قسماول، اعتقاد به آنچه علم به حقانيتش نداريم، و در قسم دوم اعتقاد به آنچه نمى دانيم خيراست يا شر، چنين اعتقاداتى جزء خرافات است.