لغت نامه دهخدا
محنت افزودن. [ م ِ ن َ اَ دَ ] ( مص مرکب ) محنت افزائیدن. زیاده کردن سختی و رنج و مشقت و تعب:
خواجه گر نوح راست کشتی بان
موج طوفانش محنت افزاید.خاقانی.
محنت افزودن. [ م ِ ن َ اَ دَ ] ( مص مرکب ) محنت افزائیدن. زیاده کردن سختی و رنج و مشقت و تعب:
خواجه گر نوح راست کشتی بان
موج طوفانش محنت افزاید.خاقانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سینه یک لؤلؤ صد لجه دهد جای بی کاستن لجه و افزودن لؤلؤ
💡 (زبانی که با افزودن ثابت برای ازای هر
💡 KMnO4 در آب تجزیه میشود و در نتیجه منگنز دیاکسید (MnO2) و اکسیژن گازی تشکیل میشود. این تجزیه توسط اسید، باز و MnO2 کاتالیز میشود. از آنجایی که تخمین میزان این تجزیه در طول اکسایش الکلهای اولیه دشوار است، مقدار KMnO4 باید در طول اکسایش با افزودن متوالی آن تا زمانی که اکسایش کامل شود، تنظیم شود.