تمام خلقت
مترادفها
تمام آفریدگان، کل هستی
لغت نامه دهخدا
تمام خلقت. [ ت َ خ ِ ق َ ] ( ص مرکب ) که نقصی در اندام ندارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): مطرهف؛ مرد تمام خلقت و نیکو اندام. تمم؛ تمیم تمام خلقت. ( منتهی الارب ): چشمش در میان نظارگیان بر پسری افتاد...سخت نیکوروی و طرفه و زیبا، تمام خلقت، معتدل قامت. ( نوروزنامه ). رجوع به تمام و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
که نقصی در اندام ندارد مرد تمام خلقت و نیکو اندام.
جمله سازی با تمام خلقت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیلِ تمام خلقت محکم نهاد را از نیش پشه غصّهٔ بی حد و منتهاست
💡 پیل تمام خلقت محکم نهاد را از نیش پشّه غصه بی حد و منتهاست
💡 تماشای عظمت ستارگان و کهکشانهای دوردست در دل شب، انسان را به فکر فرو میبرد که چقدر در برابر زیبایی و وسعت تمام خلقت کوچک و ناچیز است.
💡 شاعر در اشعار خود همواره از پیوند عمیق میان روح انسان و تمام خلقت سخن میگوید و سعی دارد زیباییهای نهفته در طبیعت را با کلمات توصیف کند.
💡 در بسیاری از فلسفههای قدیمی، اعتقاد بر این است که هر ذره از تمام خلقت با یک نظم و قاعده مشخص و هوشمندانه در جهان حرکت میکند.