زیاده کردن
مترادفها
افزایش دادن، زیاد کردن، افزودن
متضادها
کم کردن، کاهش دادن، کاستن
لغت نامه دهخدا
زیاده کردن. [ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) افزودن. ازدیاد. تکثیر. بسیار کردن. فزودن. علاوه کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). افزودن و اضافه کردن و علاوه نمودن. ( ناظم الاطباء ). معروف است. ( غیاث ): دشمن به ملاطفت دوست نگردد بلکه طمع زیاده کند. ( گلستان ).
نگار من چو درآید به خنده نمکین
نمک زیاده کند بر جراحت ریشان.سعدی ( گلستان ). || کنایه از کم کردن. ( غیاث ). رجوع به ترکیب بعد شود.
- زیاده کردن خوان؛ معروف. ( آنندراج ).
- || در اصطلاحات، کنایه از کم کردن. ( آنندراج ):
ترک ما کرد خواجه از دولت
دولتش را خدا زیاده کند.مخلص کاشی ( از آنندراج ).خوان وصال دوست نعیمی است جاودان
بر ما مساز کم به رقیبان زیاده کن.؟ ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
افزودن ازدیاد
جمله سازی با زیاده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفتارهای غیرمنطقی شامل عصبانی شدن یا ناراحت شدن درباره وضعیتی که هنوز رخ نداده، ابراز اغراقآمیز احساسات (مثل گریستن هیستریایی)، داشتن انتظارات غیرواقعی، عمل به صورت غیرمسئولانه، مثلاً مسموم کردن مشکل، بههمریختگی، زیادهروی و قربانی ترفندهای اعتماد به نفس شدن است. افرادی که مبتلا به بیماریهای روانی مثل اسکیزوفرنی هستند، ممکن است پارانویای غیرمنطقی از خود بروز دهند.
💡 این دو سرویس باید در صورت لزوم با هم مشورت کنند تا از هر گونه تداخل یا تداخل در فعالیتهای یکدیگر جلوگیری شود. حوادث نباید در دمشق متمرکز شوند. عملیات نباید زیاده روی شود؛ و تا حد امکان باید مراقب بود تا از وادار کردن رهبران کلیدی رژیم سوریه به اتخاذ تدابیر حفاظت شخصی اضافی جلوگیری شود
💡 وین برای منحرف کردن افکار عمومی از یکی بودن هویت وین و بتمن، در مهمانیها وانمود میکند که در مصرف الکل زیاده روی میکند و مست میشود؛ ولی در حقیقت هرگز از الکل استفاده نمیکند تا تواناییهای ذهنیاش مخدوش نشوند. همچنین همواره در انظار عمومی، خود را چنین نشان میدهد که با زنان متعددی رابطه دارد.