مبارکباد کردن

لغت نامه دهخدا

مبارکباد کردن. [ م ُ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مبارکباد گفتن. تهنیت گفتن:
تا تو ای دلبر به شاگردی کله دوزی شدی
کرد بر استاد تو دولت مبارکباد تو.سوزنی.دلم باردگر لاف غلامی میزند جایی
بیا ای غم به مرگ نو مبارکباد کن ما را.امیرشاهی سبزواری ( از آنندراج ).مبارکباد وصلم گو مکن چرخ
که عید ماتمی را تهنیت نیست.ابوطالب کلیم ( از آنندراج ).شوق طوفان خیز اشکی در کنار دیده ریخت
آسمان بر هجر جانسوزی مبارک باد کردواله هروی ( از مجموعه مترادفات ص 319 ).

فرهنگ فارسی

مبارک باد گفتن

جمله سازی با مبارکباد کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از جبینها گرد رُفتند آن همه پس مبارکباد گفتند آن همه

💡 جای ماتم نیست چون روز شهادت می رسد عید قربان است، می باید مبارکباد کرد

💡 که روزگار بمولود دشمنان توام دوصد کرشمه نیفشاند در مبارکباد

💡 درون حجله اقبال در دمی سد بار عروس بخت کند خویش را مبارکباد

💡 روز مرگ خود مبارکباد گویم بر بدن گر تبار زلف او عرفی به دوزندم کفن

💡 به‌ خود پیوسته گویم‌،‌ خوشدل از بخت‌: مبارکباد این بیماری سخت

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز