ماماجیم جیم. ( اِ مرکب )در تداول عامه، نوعی حلوا از جنس حلوا جوزی که آن را به صورت قرصهای پهن و نازک ( به بزرگی نان شیرمال ونازکتر از آن ) سازند و روی آن کنجد یا شاهدانه پاشند. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). قسمی از حلوا ارده که برنج بو داده در میان دارد. برنج برشته کرده به حلوای ارده آغشته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
(اِمر. ) (عا. ) نوعی حلوا از جنس حلوا جوزی که آن را به صورت قرص های پهن و نازک (به بزرگی نان شیرمال و نازکتر از آن ) سازند و روی آن کنجد یا شاهدانه پاشند.
( اسم ) نوعی حلوا از جنس حلوا جوزی که آنرا بصورت قرصهای پهن و نازک (ببزرگی نان شیرمال ونازکتر از آن ) سازند و روی آن کنجد یا شاهدانه پاشند.
(عا.) نوعی حلوا از جنس حلوا جوزی که آن را به صورت قرصهای پهن و نازک (به بزرگی نان شیرمال و نازکتر از آن)
سازند و روی آن کنجد یا شاهدانه پاشند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی از مشهورترین مژدهدهندگان عبارتاند از: پت رابرتسون، جیمی سواگارت، جیم باکر و جری فال ول.
💡 ای عاشق و معشوق من در غیر عشق آتش بزن چون نقطهای در جیم تن چون روشنی بر جام دل
💡 مرا ز لوح وجود این دو حرف موجودست دل شکسته چو جیم و قد خمیده چو لام
💡 زهی دهان تو میم و زلعل حلقه میم زهی دو زلف تو جیم و زمشک نقطه جیم
💡 ز عشق آن دهن همچو میم و زلف چو جیم مرا شدست قد چون الف خمیده چو نون
💡 نشود رسته هر آن کس که ربودهاست دلش زلف ِ چون نون و قد ِ چون الف و جعد ِ چو جیم