کلک زدن

لغت نامه دهخدا

کلک زدن. [ ک َ ل َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) تباهی کردن زن. تباه کاری کردن زن. نابسامانی کردن زن. کار نامشروع کردن زن. بکار نامشروع مرتکب بودن ( بیشتر درزنان ). عمل بد کردن زن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). منحرف شدن زن و رفیق داشتن و فاسق گرفتن او. ( از فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). || حیله کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). حقه زدن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).

فرهنگ فارسی

تباهی کردن زن. تباه کاری کردن زن یا حیله کردن

فرهنگستان زبان و ادب

{hoax} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] استفاده از کلک برای فریب کاربر و واداشتن او به کارهایی که مطلوب فرستندۀ پیغام است

ویکی واژه

استفاده از کلک برای فریب کاربر و واداشتن او به کارهایی که مطلوب فرستندۀ پیغام است.

جمله سازی با کلک زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رفتی تو و بعد از تو ستم ها که به ما رفت گر شرح دهم شرمم ازین کلک و بنان است

💡 ز تیغ و کلک او خیزد بد و نیک جهان‌ گویی به تیغ اندر قضا دارد به‌کلک اندر قدر دارد

💡 باغ کلک، روستایی از توابع بخش دیشموک شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.

💡 کلک بیمارش احتما بشکست با من از آنچه بود بهتر شد

💡 -         بابا [رضا گنجه‌ای مدیر باباشمل] در این آخریها، کلک. ش 68-70(دی 1370)؛

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز