لغت نامه دهخدا
قسط شامی. [ ق ُ طِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) راسن است. ( تحفه حکیم مؤمن ). و آن را قسط سوری نیز گفته اند. رجوع به قُسط، و تذکره ضریر انطاکی شود.
قسط شامی. [ ق ُ طِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) راسن است. ( تحفه حکیم مؤمن ). و آن را قسط سوری نیز گفته اند. رجوع به قُسط، و تذکره ضریر انطاکی شود.
راسن است. و آنرا قسط سوری نیز گقته اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اندام همچو آبت در جامه منقش چون باده مروق اندر زجاج شامی
💡 حق سعی تو را وسیله رزق تو کرد بی زحمت چاشت، کس به شامی نرسید
💡 چون رخت آینهرنگست و خطت شامیچهر بخشمت شام و حلب با لقب پاشایی
💡 در نظر نقش خیال رخ و زلفش داریم زان نظر صبح خوشی دارم و نیکو شامی
💡 همچو شام طره و صبح بناگوشت مها مهرورزانرا نباشد صبحی و شامی دگر
💡 در خم زلف مپوشان رخ و بردار نقاب صبح را شامی و شب را سحری میباید