علی خلوتی

لغت نامه دهخدا

علی خلوتی. [ ع َ ی ِ خ َ وَ ] ( اِخ ) ابن حجازی بن محمد بیومی حسنی ادریسی شاذلی شافعی خلوتی دمرداشی احمدی. رجوع به علی بیومی شود.
علی خلوتی. [ ع َی ِ خ َ و ] ( اِخ ) ابن عثمان بن علی بن عمر علوی طولقی جزائری حسنی خلوتی مالکی. رجوع به علوی طولقی شود.
علی خلوتی. [ ع َ ی ِ خ َ وَ ] ( اِخ ) ابن عثمان خلوتی ضریر، مشهور به ناظم الدرر. فقیه حنفی و شاعر بود. او را ارجوزه ای است در فروع فقه حنفی، که در سال 1069 هَ. ق. از سرودن آن فراغت یافت.( از معجم المؤلفین بنقل از فهرس الفقه الحنفی ص 23 ).
علی خلوتی. [ ع َ ی ِ خ َ وَ ] ( اِخ ) ابن محمد قسطمونی رومی خلوتی شعبانی ( علی اطول... )، مشهور به قره باش. رجوع به علی اطول قره باش شود.
علی خلوتی. [ ع َ ی ِخ َ وَ ] ( اِخ ) ابن مسلم بن محمدبن علی سلمی دمشقی شافعی خلوتی، مشهور به ابن سهروردی و مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به جمال الاسلام. رجوع به علی سهروردی شود.

فرهنگ فارسی

ابن مسلم بن محمد بن علی سلمی دمشقی شافعی خلوتی مشهور به ابن سهروردی و مکنی به ابوالحسن و ملقب به جمادی الاسلام

جمله سازی با علی خلوتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گریزانم از آن از انجمن ها که در دل خلوتی با یار دارم

💡 سر در سرش کنم به وفا، گر به خلوتی در چنگم اوفتد سر زلف نگار، مست

💡 صحبت قال شمارند خیال اندیشان خلوتی را که در او چشم سخنگو باشد

💡 چو غنچه سر به گریبان کشیده ام صائب نسیم راه نیابد به خلوتی که مراست

💡 نیست بیدل گوشه گیریهای ما بی‌مصلحت خلوتی می‌باید ارباب سخن را چون زبان

💡 خلوتی کز نور شمع ما به حسن اندوده شد کوتهی دارد کمند آفتاب از روزنش