لغت نامه دهخدا
شیرازه کشی. [ زَ / زِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل شیرازه کش. ته بندی کتابها. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیرازه کش شود.
شیرازه کشی. [ زَ / زِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل شیرازه کش. ته بندی کتابها. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیرازه کش شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این طرفه که صائب دل صد پاره ما را شیرازه ازان موی میان است و میان نیست
💡 از زبان من غرض گو گرنه حرفی تازه بست بار اوراق تغافل را چرا شیرازه بست؟
💡 چه بی نیاز ز شیرازه است اوراقش ز فرش، هر که قناعت به بوریا کرده است
💡 راستی دامان جمعیت به دست آوردن است رشته چون هموار شد شیرازه گوهر شود
💡 دفتربرگ خزان راباغبان شیرازه بست کاغذ باد است اوراق پریشانم هنوز
💡 این نسخهٔ حیرت که سواد مژه دارد بیش از ورقی نیست چه شیرازه کند چشم