شکر گون

لغت نامه دهخدا

شکرگون. [ ش َ ک َ / ش َک ْ ک َ ] ( ص مرکب ) مانند شکر. شکرمانند در طعم و رنگ:
بس است این زهر شکّرگون فشاندن
بر افسون خوانده ای افسانه خواندن.نظامی.سهیل از شَعر شکّرگون برآورد
نفیر از شعری گردون برآورد.نظامی.

فرهنگ فارسی

مانند شکر شکر مانند در طعم رنگ.

جمله سازی با شکر گون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن اغما چو هوشی تازه کردم خدا را شکر بی اندازه کردم

💡 شکر تو بر من فراوان واجبست ای شهریار از فراوانی ندانم گفت شکرت را کدام

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز