شده وند

لغت نامه دهخدا

شده وند. [ ش ُ دَ / دِ وَ ] ( نف مرکب ) شده بند. ( از آنندراج ) ( از انجمن آرا ). بیننده و شنونده نگار. سرگذشت و داستان نگار. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شده بند شود.

فرهنگ فارسی

شده بند بیننده و شنونده نگار سرگذشت و داستان نگار.

جمله سازی با شده وند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر که می نگرم بی غمت نمی بینم وزین سبب شده بی قرار و رسوایی

💡 چو بر شود سوی چشمم ز دل، بود چو عقیق فرو چکد، شده مانند لولوی خوشاب

💡 همه کس چیده ز باغ تو گل وصل و (سحاب) شده از باغ وصالت به گیاهی قانع

💡 پای من بنده چون ز جای برفت کارم از دست من برون شده گیر

💡 نه عجب گر ز غمش خون شده تا روز شمار نافۀ مشک تتار

💡 گه در شمر زباد بزنجیر کرده پای گاهی عنان او شده از دست او رها

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز