لغت نامه دهخدا
سرگم گشتن. [ س َ گ ُ گ َت َ ] ( مص مرکب ) بیراه شدن. حیران گشتن:
ای رشته حکمت تو سرگم گشته
در خانه جهل آمده در گم گشته
از خانه بدر میای تا برناید
آواز منادیان که خر گم گشته.سوزنی.
سرگم گشتن. [ س َ گ ُ گ َت َ ] ( مص مرکب ) بیراه شدن. حیران گشتن:
ای رشته حکمت تو سرگم گشته
در خانه جهل آمده در گم گشته
از خانه بدر میای تا برناید
آواز منادیان که خر گم گشته.سوزنی.
بیراه شدن - حران گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جاده که از شهر کلن (آلمان) شروع شده، در شهر سرگمین (فرانسه) به پایان میرسد و ۳۲۳ کیلومتر مسافت دارد.