زبان فریفته

لغت نامه دهخدا

زبان فریفته. [ زَ ف ِ / ف َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) دروغگو و فریبنده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دروغگو و فریبنده

جمله سازی با زبان فریفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برابانسیو چاره‌ای جز همراهی اتلو به منزل دوجه (فرمانروای ونیز) ندارد و در آنجا اتلو را متهم می‌کند که دزدمونا را با سحر و جادو فریفته‌است.

💡 چو زر و سیم شد ستم بروی و موی و رواست مگر فریفته گردی یکی بزر و سیم

💡 من از فریب تو آگه نه وتو سنگین دل همی فریفته بودی مرا به چرب سخن

💡 به‌طور کلی آنچه آنان را در این دوره فریفته و مجذوب نمود، «بشر» به معنای اعم نبود، بلکه یک فرد بزرگ و توانا بود.

💡 و گفت: پرهیزید از آن که فریفته شوید بدانکه مردم به شما تقرب کنند و دست شما بوسه دهند که شما ندانید که در آن چه آفتست.

💡 دوست داران هنر زندگی این خانم فریفته علم و شاعری را به سه دوره تقسیم‌بندی نموده‌است.

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز