لغت نامه دهخدا
روباه تورک. [ تو رَ ] ( اِ مرکب ) روباه تربک. ( آنندراج ). رجوع به روباه تربک شود.
روباه تورک. [ تو رَ ] ( اِ مرکب ) روباه تربک. ( آنندراج ). رجوع به روباه تربک شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از جمله دیگر پستانداران این پارک میتوان به خرس قهوهای، گرگ خاکی، سمور سنگی، روباه سرخ، وشق گربه پالاس، گوسفند وحشی اوریال و سیاهگوش اشاره کرد.
💡 از فیلمهایی که اکلاند در آنها نقش داشتهاست میتوان به کارتر را بگیرید، شکار روباه، مرد حصیری، شب بیپایان، رسوایی و مردی با طپانچهٔ طلایی اشاره کرد.
💡 از خیال تیغ او در چشم دشمن خواب نیست در نبردش جز یکی روباه شیر غاب نیست
💡 قضا را روزى روباهى از راهى میگذشت، صداى مهیبى به گوش روباه رسید.
💡 اندیشه چه کردی تو که با حمله شیران هرگز به جهان حیلت روباه برآمد
💡 ای خاک خیره مگمار بر شرزه شیر روباه ای چرخ چیره مپسند بر باز ماکیان را