لغت نامه دهخدا
دنبه کشکک. [ دُم ْ ب َ / ب ِ ک َ ک َ ] ( اِ مرکب ) دنبه که در آش پزند، و کاف سوم برای نسبت است. ( آنندراج ) ( غیاث ):
دنبه کشکک را برآن صورت که من میخواهمش
چون به چنگ افتد اگر دندان نباشد گو مباش.بسحاق اطعمه.
دنبه کشکک. [ دُم ْ ب َ / ب ِ ک َ ک َ ] ( اِ مرکب ) دنبه که در آش پزند، و کاف سوم برای نسبت است. ( آنندراج ) ( غیاث ):
دنبه کشکک را برآن صورت که من میخواهمش
چون به چنگ افتد اگر دندان نباشد گو مباش.بسحاق اطعمه.
دنبه که در آش پزند و کاف سوم برای نسبت است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دنبه تا نماند نومید و بینصیب خرسند کی شود سگ بیچاره به استخوان؟
💡 بز دنبه ندارد اندرین نیست شکی دارد بز من دو دنبه و شاخ یکی
💡 لقمه با بیم دل زند آهو زان ندارد نه دنبه نه پهلو
💡 قصاب یکی دنبه برآورد ز پوست در دست گرفت و گفت وه وه چه نکوست
💡 تو را از گوسفند چرخ دنیا مینهد دنبه توبر گاو زمین برده اساس قصر و بنیانش