خروش براوردن

لغت نامه دهخدا

( خروش برآوردن ) خروش برآوردن. [ خ ُ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) برآوردن خروش. خروش کردن:
دگر دیو کین است پر خشم و جوش
ز مردم برآرد بناگه خروش.فردوسی.چون برآورد از میان جان خروش
اندرآمد بحر بخشایش بجوش.مولوی ( مثنوی ).بداور خروش ای خداوند هوش
نه از دست داور برآور خروش.سعدی ( بوستان ).برآورد صافی دل صوف پوش
چو طبل از تهیگاه خالی خروش.سعدی ( بوستان ).برآوردم از هول و وحشت خروش
پدر ناگهانم بمالید گوش.سعدی ( بوستان ).

فرهنگ فارسی

( خروش بر آوردن ) بر آوردن خروش خروش کردن

جمله سازی با خروش براوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فغان اهل حرم رفت تا به عرش برین خروش اهل ولا رفت تا به چرخ اثیر

💡 خروش ناله ی مرغان زچشم نرگس بستان ببرد خواب و دریغا که خواجه باز بخواب است

💡 بر این مصیبت عظمی خروش و آه و فغان همین نه اهل زمین، اهل آسمان کردند

💡 جهم مردى پر خروش و پر تحرك و مجاهدى نستوه در راه نشر عقيده خود بوده است. اختلافاو با محدثان مكتب خلفا، بيش از هر چيز در رد عقيده آنان در مورد تجسيم و تشبيه خدا ونيز قديم بودن قرآن و مخلوق نبودن آن بود.

💡 و مگر جامعه به اين سادگيها به خروش مى آيد؟ شرايطى عظيم لازم است تا چنين خروشمقدسى بپا خيزد و در و ديوار جامعه را به لرزه درآورد.

💡 ما از اينجا مى خواهيم گسترش امواج خروشان غدير را بنگريم كه چگونه سدها را مىشكافت؛ و با نوسانات طبيعى و نفوذ معنوى خود به كرانه هاى تاريخ اسلام هجوم مىآورد.

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز