لغت نامه دهخدا
حسن سحابی. [ ح َ س َ ن ِ س َ ] ( اِخ ) ابن حسین درگزینی، ملقب به حسام الدین همدانی. ساکن قسطنطنیه و متخلص بسحابی شاعر صوفی. درگذشته 971 هَ. ق. او راست: تدبیرالاکسیر و جز آن. ( هدیةالعارفین ج 1 ص 289 ).
حسن سحابی. [ ح َ س َ ن ِ س َ ] ( اِخ ) ابن حسین درگزینی، ملقب به حسام الدین همدانی. ساکن قسطنطنیه و متخلص بسحابی شاعر صوفی. درگذشته 971 هَ. ق. او راست: تدبیرالاکسیر و جز آن. ( هدیةالعارفین ج 1 ص 289 ).
ابن حسین در گزینی ملقب بحسام الدین همدانی ساکن قسطنطنیه و متخلص بسحابی اوراست تدبیر الاکسیر و جز آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو آفتاب و سحابی شها به چشم کرم درین نهال نگر پیش از آنکه خشک شود
💡 حسن بنمحمد سحابی استرآبادی شوشتری نجفی (درگذشتهٔ ۱۰۱۰ هجری قمری) شاعر پارسیگوی سدهٔ دهم است.
💡 مزرع ماست که آبش بود از دیده خویش ور نه هر کشت که دیدیم سحابی دارد
💡 وز سحابی که فرستد بر ما آن دریا گهر اندر گهر اندر گهر اندر گهریم
💡 هم چنین پیکر هاله سحابی فرزند عزتالله سحابی، برای دفن شبانه به لواسان منتقل شد.