لغت نامه دهخدا
حسام رشتی. [ ح ُ م ِ رَ ] ( اِخ ) متخلص به دانش. دیوان فارسی او به نام دیوان حسام الاسلام رشتی چاپ شده است. ( ذریعه ج 9 ص 316 ).
حسام رشتی. [ ح ُ م ِ رَ ] ( اِخ ) متخلص به دانش. دیوان فارسی او به نام دیوان حسام الاسلام رشتی چاپ شده است. ( ذریعه ج 9 ص 316 ).
متخلص دانش دیوان فارسی او بنام دیوان حسام الاسلام رشتی چاپ شده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیاهکاری ابن حسام سرگردان به جعد تافته ی طرّه پریشان بخش
💡 هستند بندگان و غلامان تو را بسی یک بندهٔ مطیع چو ابن حسام نیست
💡 بمعرکه جگر تشنهٔ دلیران را دهند آب، و لیکن ز چشم های حسام
💡 آیا کرا نجات بود از سنان او ؟ وانگه کرا خلاص بود از حسام او ؟
💡 دل ابن حسام آن غمزه گر خست کدامین دل که آن غمزه نخست آن
💡 ابن حسام لؤلؤ نظم خوشاب تو چون رشته در حمایل جوزا کشیده اند