حجر مغناطیس الخل

لغت نامه دهخدا

حجر مغناطیس الخل. [ ح َ ج َ رِ م ِ سِل ْ خ َل ل ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دمشقی گوید: هو ابیض یسمی الکزک اذا وضع فی بقعة فیه اناء فیه خل انساق الخل الیه و دخل فیه حتی یتوسطه و یغلی الخل به مادام فیه من غیر سخونة و لا نار. ( نخبة الدهر ص 75 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) حجر الکزک

جمله سازی با حجر مغناطیس الخل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای ز هر نقشی تو پاک و ای ز جان‌ها پاک‌تر صورتت نی لیک مغناطیس صورت‌های من

💡 جهت نصب این سامانه‌ها، در ابتدا پوشش کف اتوبان برداشته شده و سپس حسگرهای مغناطیسی نصب می‌گردند. خروجی این حسگرها به سیستم‌هایی که شامل دوربین و کنترلر می‌باشد، اتصال می‌یابد.

💡 از انواع سختی گیرهای مغناطیسی می‌توان به سختی گیر مغناطیسی فلنجی، رزوه ای و… اشاره کرد

💡 چه مغناطیس حل‌ کرده‌ست‌ یارب خون نخجیرش که پیکان یک قدم پیش است از سعی پرتیرش

💡 همچو مغناطیس می‌کش طالبان را بی‌زبان بس بوَد بسیار گفتی ای نذیر بی‌نظیر

💡 کنش شاره در درون هسته این سیارات یک ژئودینامو ایجاد می‌کند که باعث تولید یک میدان مغناطیسی می‌شود.