لغت نامه دهخدا
جفته بازی. [ ج ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) بچه بازی. لواط. همجنس بازی مردان. ( اشتنگاس ):
کار این کج مزاج دزدی بود
جفته بازی و مهره دزدی بود.امیرخسرو ( از آنندراج ).و نیز رجوع به جفته خوری شود.
جفته بازی. [ ج ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) بچه بازی. لواط. همجنس بازی مردان. ( اشتنگاس ):
کار این کج مزاج دزدی بود
جفته بازی و مهره دزدی بود.امیرخسرو ( از آنندراج ).و نیز رجوع به جفته خوری شود.
بچه باری لواط همجنس بازی مردان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کل شبلی شد ازینجا و مرا شد معلوم ماندم از صحبت آن جفته سیمین محروم
💡 بر طاق چون نهاده ام اطماع بیهده من بی نوا چه در خور سرهنگ جفته ام؟
💡 به شیرینی جمال از شاه بنهفت نهادش جفتهای شیرینتر از جفت
💡 بند شلوارش بگشاده نگه کردم من جفتهای دیدم آراسته با هر چه نعیم
💡 خر ز بهر دفع خار از سوز و درد جفته میانداخت، صد جا زخم کرد